عبد الجليل قزوينى رازى
583
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
قميان « 1 » بداشتن كه پندارى كه بفعل خدا ايشان مأخوذ نباشند و بفعلى كه خداى كند رافضيان را دشنام دادن خربطى و احمقى و جاهلى باشد با اين همه عوّانى عدلى « 2 » بهتر از ده عالم مجبّر كه عوّان شيعى فعل بد خود را حوالت به خود مىكند ، و عالم نام مجبّر همهء زلّات و معاصى را حوالت بخداى مىكند آنگه شيعى را به اختيار مذهب جفا مىكند . و اما آنچه حوالت عوانان بقم و قاشان كرده است مگر باصفهان و بهمدان كم نباشند و بدگر بلاد اهل جبر و تشبيه « 3 » . و آنچه گفته است كه : « علم دين نخوانند » پوشيده نيست احوال مدارس و مدرّسان و متعلّمان در بلاد شيعه و بر ضروريّات دلالت گفتن از عقل و عرف دورست و منكرش ببىعقلى منسوب ، و تازى و اشعار عرب ؛ چون آلت است در دگر علوم ؛ بهر طايفه خوانند ، و هركس كه نخواند ناقص العلم و عامى طبع باشد ، و اين تشنيع را بنشايد . و اما آنچه گفته است : « علماء شيعت درس قدح و مثالب خوانند » حاشا عنهم و بحقيقت برين تصنيف امانت و ديانت مصنّف پديدست « 4 » كه قدح و مثالب را منكر است أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ « 5 » پندارى نخوانده است . اما آنچه گفته است : « پيشانيشان « 6 » سياه باشد » بيچاره نداند كه از كثرت سجود باشد . و سيماى مسلمانى گفته است : « نور باشد ، و ايشانرا پيشانى سياه باشد » عجبست كه در فصول گذشته علم سياه را مدح گويد و ذمّ علم سفيد كند و چون به پيشانى رسد سفيد را منزلت نهد و سياه را مذمّت گويد بارى تعالى چنين مصنّف را بخويشتن مشغول گرداناد . و آنچه گفته است كه : « علماء شيعت امر بمعروف و نهى از منكر نكنند » مگر كورست و نديده است عقود مجالس در بلاد شيعه و امر بمعروف و نهى از منكرات بحسب تمكين ظاهرست و گر مقدّرا نكنند بارى چنگ و چغانه نزنند ، و نرد و شطرنج نبازند
--> ( 1 ) - م ب « از قم و كاشان » ن : « از قاشان و قم » ح د : « از قميان و كاشانيان » . ( 2 ) - يعنى يك عوان عدلى » . ( 3 ) - سيد مرتضى رازى ( ره ) در تبصرة العوام در باب چهاردهم هنگام ذكر فرق ششگانهء شافعيان گفته ( ص 98 چاپ عباس اقبال آشتيانى ) : « فرقهء اول از اصحاب شافعى مشبهى باشند و در تشبيه غلو كنند مثل أهل همدان و كره و بروجرد و اصفهان و يزد و هرات و سلماس و شيراز و غير آن » . ( 4 ) - م ب ن : « بديده است » . ( 5 ) - صدر آيهء 44 سورهء مباركهء بقره . ( 6 ) - م ب ن : « پيشانى ايشان » .